ترجمه "در غیر این صورت به عنوان شناخته شده" به زبان اسپانیایی:


  فرهنگ لغت فارسی-اسپانیایی

صورت - ترجمه : در - ترجمه :
A

عنوان - ترجمه : صورت - ترجمه : صورت - ترجمه : در - ترجمه : عنوان - ترجمه : عنوان - ترجمه : به - ترجمه : این - ترجمه :
El

Ads

  مثال ها (منابع خارجی، بررسی نکرده)

این آهنگ به عنوان پربازدیدترین ویدئو در یوتیوب شناخته شده است.
La canción de K pop de PSY, Gangnam style, es el video más visto de YouTube.
اندازۀ پرده شما را می توان از این فهرست پایین افت انتخاب کرد ، در غیر این صورت ، به عنوان دقت شناخته می شود.
El tamaño, conocido también como resolución, de su pantalla se puede seleccionar de esta lista desplegable.
در غیر این صورت من به شما رسید.
Cómanlos después.
اين صليب به عنوان برزير شناخته شده.
Se la conoce como la Cruz de Berziers.
در غیر این صورت متوقف می شه
Es que si no, se para.
این زبان به تازگی به عنوان یک زبان هندی کلاسیک شناخته شده است.
La lengua obtuvo recientemente el estatus de lengua clásica de la India.
به عنوان مظنون شناخته ميشه
Lo han descartado como sospechoso?
در غیر این صورت ، درخواست به نتیجه رسیده است. request type
De otro modo, la petición habría tenido éxito. request type
اون به عنوان بهترين تيرانداز تو کارولينا شناخته شده هست
Un soldado. Se lo conocía como el mejor tirador en Las Carolinas.
در غیر این صورت این است که سن برای من به رقص می شود.
Rahim, sólo vivo por ella.
رده بندی به عنوان غیر هرزنامه
NO clasificar como correo basura
کيت رينولدز اون ظاهرا به عنوان يک سوپر استار شناخته شده
Kate Reynolds. Aparentemente ella es bastante famosa.
اون به عنوان عکس برتر شناخته شد
Mereció un premio.
اگر لبه های پنجره باید به رنگ میله عنوان رنگ شوند ، این گزینه را علامت بزنید. در غیر این صورت ، به رنگ زمینه رنگ می شوند.
Si se marca esta opción, los bordes de las ventanas se dibujarán utilizando los colores de la barra de títulos. Si no, se dibujarán utilizando el color del fondo.
دوست نداره در كنفرانس صلح به عنوان متجاوز شناخته بشه
Vaya! Es Lawrence, verdad?
این مخزن از قبل شناخته شده است.
Este repositorio ya es conocido.
به عنوان کسي که براي کوئلن پرواز ميکرد شناخته شده بود تمام
Volaba para Qualen.
اگر فعال شود ، تطابق الگو حساس به حالت می شود ، در غیر این صورت نه.
Si está habilitado, el criterio de coincidencia distinguirá mayúsculas de minúsculas, de lo contrario no lo hará.
فرديک کاينزيگ که به عنوان خداي بانکداري شناخته ميشه گزارش شده که ناپديد شده است
Frederick Keinszig, el banquero de Dios , declarado desaparecido.
برنامه به صورت غیر منتظره پایان یافت
el programa terminó inesperadamente
زمانی که برگزیده شود ، تمام میله های عنوان در بالای هر پنجره نمایش داده می شوند ، و در غیر این صورت ، در پایین نمایش داده می شوند.
Cuando se selecciona, todas las barras de título se mostrarán en la parte superior, de lo contrario se mostraran en la parte inferior.
...به ندامتگاه بر نگردنند به عنوان فراري شناخته خواهند شد
Si los condenados autorizados a salir de la prisión, no vuelven al final del permiso, serán tratados como evadidos.
غیر ممکنه این غیر ممکنه
Es imposible, es imposible. Que cosa, cariño?
رژه افتخار جنس سوم به رسمیت شناخته شده در بنگلادش
Las hijras, el 'tercer sexo' de Bangladesh, celebraron el primer Día del Orgullo
این کار با دستور یک دادگاه محلی به عنوان تنبیهی برای سه مرد که در اختلافات داخلی گناهکار شناخته شدند انجام شده بود.
Un tribunal local decidió que este sería el castigo para tres hombres que, según se informó, fueron declarados culpables de violencia doméstica.
در مورد کسي که خوب شناخته شده،دود
Es bueno saber que allá afuera, El Dude .
در این صورت، این تقسیم ظالمانه و ستمگرانه ای است. ق س م ة تقسیم. بخش کردن. ض یز ی ستمگرانه. غیر عادلانه.
Sería un reparto injusto.
که به عنوان سرپرست بخش جي هفت هم شناخته ميشي
TODOS DICEN QUE EL PASTOR ES SIMPÁTICO ESTOY A FAVOR DEL PASTOR
همين الان به عنوان فرد صادق و منصف شناخته شدم
Ya he obtenido una buena reputación por honestidad y trato justo.
در این صورت این تقسیمی ظالمانه است.
Sería un reparto injusto.
در این صورت این تقسیمی ناعادلانه است!
Sería un reparto injusto.
در این صورت این تقسیم بندی ناعادلانه ای است
Sería un reparto injusto.
این غیر طبیعی.
Es extraño.
این غیر ممکنه
No puede ser verdad.
این غیر ممکنه.
Eso es imposible.
! این غیر منصفانه
Esto es injusto !
پنج میلیارد،به صورت پول های غیر قابل ردیابی
5,000 millones en billetes sin marcar... un cargamento de armas.
شهروندان کشته شده در جنگ های غیر ضروری.
Civiles asesinados en guerras innecesarias.
مطمئن می شود که این واسط در طول زمان راه اندازی فعال است. در غیر این صورت ، باید پس از خروج ، بعد از فرآیند راه اندازی این واسط را به صورت دستی فعال کنید.
Asegura que la interfaz se activará durante el proceso de arranque. En caso contrario, tendría que activar la interfaz manualmente despues de entrar como usuario después del proceso de arranque.
مقدار گام باید بیشتر از صفر باشد در غیر این صورت ، توالیهای خطی نامحدود است.
El valor de paso tiene que ser mayor que cero. De lo contrario, la serie lineal es infinita.
در غیر این صورت دفعه بعدی مجبوری ! تو خونه بشینی آلبوم رو تنهایی گوش کنی
Si no, la próxima vez se quedarán en casa escuchando el disco solos.
سوگند به فرستادگان شناخته شده (بر محور ایمان)
Por los enviados en ráfagas!
حرفه ای به رسمیت شناخته شده , و محترم ,
Una profesión reconocida y honorable.
اگر علامت زده شود ، حد فاصل راه شیری به صورت پرشده نمایش داده می شود. در غیر این صورت ، فقط طرح کلی ترسیم می شود.
Si se selecciona, el contorno de la Vía Láctea se mostrará relleno. De lo contrario sólo se mostrará el borde.
او مردي است که در سراسر اين سرزمين در چند هفته ي گذشته به عنوان... قهرمان نظم و قانون شناخته شده است.
Lo más importante es que es un hombre que se ha hecho conocido en este territorio en las últimas semanas como el campeón de la ley y el orden.