ترجمه "امنیتی باز" به زبان هلندی:


  فرهنگ لغت فارسی-هلندی

امنیتی - ترجمه : باز - ترجمه : باز - ترجمه : امنیتی - ترجمه : باز - ترجمه : امنیتی - ترجمه : باز - ترجمه : باز - ترجمه : امنیتی - ترجمه : امنیتی - ترجمه :

Ads

  مثال ها (منابع خارجی، بررسی نکرده)

اطلاعات امنیتی
Beveiligingsinformatie
نقاب امنیتی
Beveiligingsmasker
اخطار امنیتی
Beveiligingswaarschuwing
بررسی امنیتی OpenPGP
OpenPGP beveilingscontrole
به دلایل امنیتی!
Veiligheid redenen.
لایه ی امنیتی پشتیبانی نشده.
Niet ondersteunde beveiligingslaag.
نقاب امنیتی فهرست راهنما
Mapbeveiligingsmasker
نمایش سیاستهای امنیتی PAM
PAM beveiligingsbeleid tonen
او مرد امنیتی ما .
Hij is van de bewaking.
شرایط اضطراریه بازرسی امنیتی
Veiligheidscontrole.
نیروهای امنیتی در بازار تهران
Veiligheidstroepen in de Bazaar van Teheran
انگلیسی یا آمریکایی مامور امنیتی .
Engelsman of Amerikaan Veiligheidsdienst.
من از دروازه امنیتی شماره 3 اومدم.
Ik kom net van poort drie.
زندان فوق امنیتی استونه و ن آلاسکا، ایالات متحده امریکا
Extra beveiligde gevangenis Stonehaven Alaska, VS
نیروهای امنیتی در تهران 3 اکتبر 2012 منبع Greencity
Veiligheidstroepen in Teheran op 3 oktober 2012. Bron Greencity
هنوز نه، اما یکی از نگهبان های امنیتی بازار...
Nog niet.
ما مجبور شدیم بنا به دلایل امنیتی بازش كنیم
Ze moesten het doorzoeken.
شما قبلا برای سرویس امنیتی ویژه بریتانیا کار میکردید،درسته
Ja.
هیچ میدونین یه شورش توی زندان فوق امنیتی چه جوریاست
Weet je hoe het is als zwaar bewaakte gevangenen in opstand komen?
فقط پرسنل امنیتی ازش استفاده می کنن. توازاین طرف وارد میشی
Hij wordt alleen gebruikt door de bewaking.
من برای دلایل کوچیک امنیتی مخالف بودم،ولی آره،باهاش ملاقات کرد.
Control kwam dit voorjaar naar Berlijn toe.
یه پناه گاه خوب یه در امنیتی خوب برای خروج می خواد
Een goede loopgraaf heeft een nooduitgang.
ماموران امنیتی هم اضافه کردن به خاطره فرماندشون اونا فردا ترتیب یک آزمایش رو میدن
De bewaking is verscherpt... omdat de eerste secretaris morgen de proefvlucht komt bijwonen.
کارساز ، TLS را پشتیبانی نمی کند. این ویژگی امنیتی را غیرفعال کنید تا بدون رمزبندی متصل شود.
De server ondersteunt geen TLS. Deactiveer deze beveiligingsoptie om zonder versleuteling te kunnen verbinden.
! باز کن! باز کن
Doe open. lk moet heel nodig.
باز. باز لايت ير.
Buzz Lightyear.
باز شد، باز شد !
Gelukt.
باز کن! باز کن!
Doe open.
باز مي کنم ، باز مي کنم باز مي کنم ، باز مي کنم
Ik doe wel open.
! هي، باز کن ! باز کن !
Laat me binnen.
شما اجازه ندارین ادامه بدین ... وگرنه بدست جنگنده های میگ 31 سرویس امنیتی میفتی که تا کشورت میان
Uw land mag de MiG31 niet krijgen.
باز
Open
باز
Openen
باز
OptiesQSoftKeyManager
باز!
Buzz.
باز!
Buzz?
باز
Openen.
باز کردن باز کردن شمایل موجود
Openen Open een bestaand pictogram.
راهو باز کنين راهو باز کنين
honden.
! منو باز کن ،منو باز کن !
Maak me los, smeerlap.
درو باز کن! درو باز کن!
Doe open.
باز شما را بدان باز مى گرداند و باز از آن بيرون مى آورد.
Hierna zal hij u weder daarin doen terugkeeren, en hij zal u daaruit weder wegnemen, door u uit uwe graven te doen verrijzen.
باز شما را بدان باز مى گرداند و باز از آن بيرون مى آورد.
Daarna zal Hij jullie in haar terug laten keren en jullie dan opnieuw tevoorschijn brengen.
باز شما را بدان باز مى گرداند و باز از آن بيرون مى آورد.
Daarna keert Hij jullie in haar terug en brengt Hij jullie weer tevoorschijn.
ولي مي خوام باز کنم. باز نکن!
Niet opendoen.