ترجمه "اذعان" به زبان انگلیسی:
فرهنگ لغت فارسی-انگلیسی
اذعان - ترجمه :
مثال ها (منابع خارجی ، بررسی نشده است)
| شاهدان اذعان داشتند که هنگام مشاهده جسد توسط پلیس، در همان وضعیت بوده است. | Witnesses said the body was in the same position when the police viewed it. |
| سوزان جی پالمر، اشاره کرد که حتی منتقدان به قدرت حضور او اذعان کرده اند. | Susan J. Palmer noted that even his critics attested to the power of his presence. |
| اما قبل از پرداختن به آن ها، بایستی اذعان کنم که من آدم خوش بینی هستم | But before I dive into those I want to admit that I am an optimist. |
| ارتقاء درک عمومی و اذعان به جهان بینی طبیعی، به مفهوم عاری از عناصر فراطبیعی و عرفانی. | ... Like gay, it should be a noun hijacked from an adjective, with its original meaning changed but not too much. |
| بیش از دوهزار سال است که غرب وشرق به قدرت موسیقی در برانگیختن احساسات اذعان کرده اند. | It has thus become economically viable to offer products that very few people are interested in. |
| برین لینیهان، وزیر امورمالی ایرلند، طی یک مصاحبه با رادیو RTÉ به وجود تورم منفی اذعان کرد. | Brian Lenihan, Ireland's Minister for Finance, mentioned deflation in an interview with RTÉ Radio. |
| این روش اذعان دارد که ممکن است رفتارهایی باشند که از طریق تفکر عقلانی قابل کنترل نباشند. | He argues that CBT makes something of thinking that is far less exciting and true than thinking probably is. |
| طبق گزارشی روی خود وب سایت، somewhereinblog. net رسما اذعان داشت که پیرو دستور دولت، مجبور به حذف این چهار وبلاگ است. | In a report on its website, Somewhereinblog.net officially acknowledged that it had removed the four blogs in line with the government request. |
| و درحالیکه این نخستین دیدار من از از پادشاهی متحده نیست، باید اذعان کنم که خرسندم که این نخستین دیدار رسمی من است. | And while this is not my first visit to the U.K., I have to say that I am glad that this is my first official visit. |
| هفته گذشته، گیلس مویک (Gilles Moëc)، اقتصاددان ارشد دویچه بانک، در برابر خبرنگار فرانس پرس اذعان کرد که اشتباهاتی در انتخاب استراتژی ها وجود داشته است. | Last week, Gilles Moëc, head economist at Deutsche Bank, admitted to the news outlet Agence France Presse that there were some errors in the selected strategy. |
| با اين حال كارگران رفاهي، اورژانسي ها و قاضي، همگي به اتفاق اذعان داشتند كه راضي به انجام اين كار نيستيم اما مجبوريم از قوانين پيروي كنيم. | But the welfare workers and the ambulance people and the judge all said the same thing We hate to do it but we have to follow procedure. |
| در مقاله آنها کروگمن اذعان داشت که یک حمله ناگهانی به نرخ ثابت ارز، باعث ایجاد تغییرات غیر منطقی و خلاف انتظار می گردد، که می تواند در نتیجه رفتار منطقی سرمایه گذاران باشد. | In his article, Krugman argues that a sudden speculative attack on a fixed exchange rate, even though it appears to be an irrational change in expectations, can result from rational behavior by investors. |
| ولی اگر حق داشته باشند (چون می دانند داوری به نفع آنان خواهد بود) با نهایت تسلیم به سوی او می آیند. م ذ ع نین اذعان کنندگان. گردن نهادگان. با فروتنی و شتاب پذیرای حکم شوندگان. حال است. | Had right been on their side they would have come to him submissively. |
| ولی اگر حق داشته باشند (چون می دانند داوری به نفع آنان خواهد بود) با نهایت تسلیم به سوی او می آیند. م ذ ع نین اذعان کنندگان. گردن نهادگان. با فروتنی و شتاب پذیرای حکم شوندگان. حال است. | And if the judgement is in their favour, they come towards it willingly. |
| ولی اگر حق داشته باشند (چون می دانند داوری به نفع آنان خواهد بود) با نهایت تسلیم به سوی او می آیند. م ذ ع نین اذعان کنندگان. گردن نهادگان. با فروتنی و شتاب پذیرای حکم شوندگان. حال است. | but if they are in the right, they will come to him submissively. |
| ولی اگر حق داشته باشند (چون می دانند داوری به نفع آنان خواهد بود) با نهایت تسلیم به سوی او می آیند. م ذ ع نین اذعان کنندگان. گردن نهادگان. با فروتنی و شتاب پذیرای حکم شوندگان. حال است. | And if right had been theirs, they would have come to him readily. |
| ولی اگر حق داشته باشند (چون می دانند داوری به نفع آنان خواهد بود) با نهایت تسلیم به سوی او می آیند. م ذ ع نین اذعان کنندگان. گردن نهادگان. با فروتنی و شتاب پذیرای حکم شوندگان. حال است. | But if the right is with them, they come to him willingly with submission. |
| ولی اگر حق داشته باشند (چون می دانند داوری به نفع آنان خواهد بود) با نهایت تسلیم به سوی او می آیند. م ذ ع نین اذعان کنندگان. گردن نهادگان. با فروتنی و شتاب پذیرای حکم شوندگان. حال است. | But if justice is on their side, they accept it willingly. |
| ولی اگر حق داشته باشند (چون می دانند داوری به نفع آنان خواهد بود) با نهایت تسلیم به سوی او می آیند. م ذ ع نین اذعان کنندگان. گردن نهادگان. با فروتنی و شتاب پذیرای حکم شوندگان. حال است. | However, if the truth be on their side, they come towards the Messenger in all obedience. |
| ولی اگر حق داشته باشند (چون می دانند داوری به نفع آنان خواهد بود) با نهایت تسلیم به سوی او می آیند. م ذ ع نین اذعان کنندگان. گردن نهادگان. با فروتنی و شتاب پذیرای حکم شوندگان. حال است. | But if right had been with them they would have come unto him willingly. |
| اقتصاد دانان محافظه کار جریان اصلی همچون بارو و گرین اسپن به ارجحیت استاندارد پولی دارای پشتوانه نسبتا محسوس اذعان کرده اند و بیان نموده اند که استاندارد طلا در میان دامنه معقولی از گزینه ها قرار دارد. | Former congressman Ron Paul is a long term, high profile advocate of a gold standard, but has also expressed support for using a standard based on a basket of commodities that better reflects the state of the economy. |
| تعادل هیدرواستاتیکی تعریف IAU اذعان دارد که سیاره ها به اندازه کافی بزرگ هستند تا گرانش خودشان آن ها را به وضعیت تعادل هیدرواستاتیکی ببرد این بدان معنی است که به یک شکلی برسند که اگر کروی نیست، بیضی گون باشد. | Hydrostatic equilibrium The IAU's definition mandates that planets be large enough for their own gravity to form them into a state of hydrostatic equilibrium this means that they will reach a round, ellipsoidal shape. |
| در نظر سنجی مدیران اروپایی و آمریکایی، دست کم ۸۵ درصد آنها اذعان داشتند که مسائل و مشکلاتی در محیط کار داشتند که از ابراز آن می ترسیدند. که مسائل و مشکلاتی در محیط کار داشتند که از ابراز آن می ترسیدند. | In surveys of European and American executives, fully 85 percent of them acknowledged that they had issues or concerns at work that they were afraid to raise. |
| مونرو، رییس بخش بازرگانی شرکت الکترونیک آرتز در مصاحبه ای اختصاصی با سرویس خبری Edge اذعان داشت استودیو بازی سازی در خلق این عنوان از چندین بازی تیراندازی اول شخص از جمله جوخه بی اضباط و مجموعه بازی های ندای وظیفه، از شرکت اکتیویژن، الهام گرفته است. | The four cities, each set in a different time of day Chongqing, China, set in the morning, Dubai, United Arab Emirates, set in the afternoon, Rio de Janeiro, Rio de Janeiro, Brazil, set in the early evening, and Las Vegas, Nevada, USA, which is set in the late evening. |
| در یک مقاله منتشر شده در مجله Dr Dobb's Journal ، سازندگان لوا همچنین اذعان می کنند که زبان لیسپ و شما هم با داده ساختار تکین خود (لیست) تاثیر مهمی روی تصمیم سازندگان بر استفاده از جدول به عنوان داده ساختار اولیه داشتند. | In an article published in Dr. Dobb's Journal , Lua's creators also state that LISP and Scheme with their single, ubiquitous data structure mechanism (the list) were a major influence on their decision to develop the table as the primary data structure of Lua. |
| خالق C، بی یارنه استراس تروپ، اذعان کرده است که سیمولا 67 بود بیشترین اثر را در او برای توسعه C داشت، که نوع بهبودهای بهره وری را که سیمولا به سرعت خام محاسبات ارائه داده شده توسط زبان های سطح پایین مثل BCPL را ارمغان آورد. | The creator of C , Bjarne Stroustrup, has acknowledged that Simula 67 was the greatest influence on him to develop C , to bring the kind of productivity enhancements offered by Simula to the raw computational speed offered by lower level languages like BCPL. |
| بنابراین از نظر دیلتای پدیده های اجتماعی و روانی با شیوه های علوم طبیعی به طور کامل قابل فهم نیستند و باید اذعان نمود که علمی خاص امور روحی وجود دارد که علم مستقلی است.روش هرمنوتیک می تواند به عنوان روشی مستقل برای تحلیل و بررسی علوم انسانی به کار آید. | His argument centered around the idea that in the natural sciences we seek to explain phenomena in terms of cause and effect, or the general and the particular in contrast, in the human sciences, we seek to understand in terms of the relations of the part and the whole. |
| ویرایش یک مجموعه هنری شخصی پرتره رامبراند از خودش به عنوان پسر عیاش اذعان زیاده روی خود اوست، در حالی که ساسکیا کمی پشت سر او، با آرامش به بینندگان نگاه میکند او نیروی تعدیل کننده در این مشارکت است. اما تراژدی پیش روست ... ساسکیا در ۱۶۴۲ می میرد. | à réviser il réalise une collection d'art personnelle Rembrandt's self portrait as prodigal son acknowledges his own extravagance, while making Saskia slightly behind him, looking calmly at the viewer the moderating force in the partnership. But tragedy lies ahead... |
| کوبین خودش به این مسئله اذعان داشت که ریف اصلی این ترانه را از بیش از یک احساس بوستون به عاریت گرفته است و شاید واضح ترین اشاره او به این موضوع نواختن چند ثانیه ای بخشی از بیش از یک احساس به عنوان پیش درآمد ترانه بوی روح نوجوانی می ده در ریدینگ فستیوال ۱۹۹۲ بود. | Drummer Dave Grohl has stated he does not believe the song has any message, and said, Just seeing Kurt write the lyrics to a song five minutes before he first sings them, you just kind of find it a little bit hard to believe that the song has a lot to say about something. |