ترجمه "تحریک و تشجیع کردن" به زبان انگلیسی:
فرهنگ لغت فارسی-انگلیسی
تحریک - ترجمه : تحریک و تشجیع کردن - ترجمه : تحریک - ترجمه : تحریک - ترجمه : تحریک - ترجمه : تحریک - ترجمه : تحریک - ترجمه : تحریک - ترجمه : تحریک - ترجمه : تحریک - ترجمه :
مثال ها (منابع خارجی ، بررسی نشده است)
| هدف این داستان ها، تحریک و مشتعل کردن تصورات می باشد | The aim of these stories is to inflame the imagination. |
| ما هنوز هیچ کاری برای تحریک کردن برای پس انداز کردن نکرده ایم. | Yet we've never created the opportunity for impulse saving. |
| اونها لثه های اون خانم رو با خلال دندون تحریک کردن، که ببینن تحریک اونا باعث ارگاسم میشه یا نه. | with a toothpick, to see if that was doing it. |
| شما تقلید کردن تحریک آلت مردان با زبان را در سربازان ابوغریب دیدید. | You saw simulating fellatio in soldiers in Abu Ghraib. |
| در نتیجه شاهد تشجیع احساس خوب و نمایش شخصیت ها به عنوان مدل هایی برای تأثیر عاطفی احساسی پالوده خواهیم بود. | The result is a valorization of fine feeling, displaying the characters as a model for refined, sensitive emotional effect. |
| تخلیه اغلب ناشی از تحریک پستان و یا از طریق تحریک توسط لباس است. | Discharge often is the result of stimulation of the breasts or by irritation through clothing. |
| دلیل آن این است که واسطه به طور اساسی رفتار مخاطب را مشخص می کند. درست است بازاریابی تاثیر فوق العاده ای در تحریک مردم برای خرید کردن داشته است. بازاریابی تاثیر فوق العاده ای در تحریک مردم برای خرید کردن داشته است. | The reason is that the interface fundamentally determines Now, marketing has done a very, very good job of creating opportunities for impulse buying. |
| بنابراین اونا این برنامه رو طرح کردن. برنامه تحریک پنج نقطه ای برای خوک های ماده. برای مزرعه دارها پوسترهایی درست کردن که توی طویله میزنن، و یک دی.وی.دی هم دارن. | So they came up with this plan, this five point stimulation plan And they had the farmers there is posters they put in the barn, and they have a DVD. |
| سه نوع آن برای کسانی که به درمان دارویی واکنش نشان نداده اند، تأثیراتی داشته است تحریک عصب واگوس، تحریک تالاموس پیشین و تحریک واکنشی حلقه بسته. | Three types have been shown to be effective in those who do not respond to medications vagus nerve stimulation, anterior thalamic stimulation, and closed loop responsive stimulation. |
| مثلا تحریک اندام تناسلی. | Genital stimulation. Duh. |
| این معیارها شامل تحریک بروز عمل مجرمانه، اخلال در نظم عمومی، دامن زدن به درگیری های قومی مذهبی و خدشه دار کردن تصویر حکومت است. | This includes causing a mass incident, disturbing public order, inciting ethnic and religious conflicts, and damaging the state's image. |
| این سلولها تحریک کننده هستند. | They're excitatory. |
| بعضی از زنان اختلالات روانی را طی قاعدگی تجربه می کنند این اختلالات از تحریک پذیری تا خستگی یا گریه کردن متغیر است. | During pregnancy and for some time after childbirth, menstruation is normally suspended this state is known as amenorrhoea, i.e. |
| در آلت تناسلی مردانه اغلب نواحی حساسی وجود دارند که تحریک آنها باعث تحریک جنسی فرد و نعوظ قضیب می شود. | The area on the underside of the penis, where the foreskin is attached, is called the frenum, or frenulum. |
| عجیبه این رویا منو تحریک میکنه | The strange thing is that the dream arouses me. |
| درخواست متمایز از تقاضا است که در آن فرد بدون تحریک برای تلاش درجهت وادار کردن طرف، برای شنیدن پاسخ نه گشاده است. | Requests are distinguished from demands in that one is open to hearing a response of no without this triggering an attempt to force the matter. |
| که مقدار و میزان تحریک را بالا می برد. | And it accelerates the amount and level of the stimulation. |
| تولید نفت را می توان با تزریق هیدروکلریک اسید در بستر صخره ای یک چاه نفت، حل کردن یک بخش از صخره و ساختن یک منفذ بزرگ تحریک کرد. | Oil production may be stimulated by injecting hydrochloric acid into the rock formation of an oil well, dissolving a portion of the rock, and creating a large pore structure. |
| قانون به واسطه انجام یک عمل توسط کاربر (مانند کلیک کردن روی یک دکمه) و یا احراز یک شرایط خاص (مثلا تغییر مقدار یک فیلد) تحریک می شود. | Rules can be triggered either by a user action such as clicking a button or by the evaluation of various conditions such as field values. |
| اجاز دهید مثالی از تحریک الکتریکی بياورم. | Let's take the example of electrical stimulation. |
| بازی دادن اونا بهتر از تحریک کردنشونه | They rig you up better than this in the stir. |
| و گرنه داستان هات ما رو به اندازه کافی، تحریک نمی کنه | Otherwise your stories will not arouse us sufficiently. |
| و عکس العمل غیر ارادی ارگاسم میتونه بوسیله عوامل مختلفی تحریک و تولید بشه. و عکس العمل غیر ارادی ارگاسم میتونه بوسیله عوامل مختلفی تحریک و تولید بشه. | And the orgasm reflex can be triggered by a surprisingly broad range of input. |
| ، من لشکر رو برای بازگرداندن پادشاهی . تحریک میکنم | I can arm my legions finally to reconquer my kingdom! |
| ، رقاص اونجای من . تو بیشتر منو تحریک میکنی | Dancer, my ass. You look more like freaks to me. |
| من معتقدم آلت تناسلی مقدس شما قبل از آمیزش جنسی تحریک شود. من معتقدم آلت تناسلی مقدس شما قبل از آمیزش جنسی تحریک شود. من معتقدم آلت تناسلی مقدس شما قبل از آمیزش جنسی تحریک شود. | I am of the opinion that the vulva of your most sacred majesty be titillated for some time prior to intercourse. |
| و ظاهرا یک پزشک سلطنتی بهش گفته، من معتقدم آلت تناسلی مقدس شما قبل از آمیزش جنسی تحریک شود. من معتقدم آلت تناسلی مقدس شما قبل از آمیزش جنسی تحریک شود. من معتقدم آلت تناسلی مقدس شما قبل از آمیزش جنسی تحریک شود. | And apparently the royal court physician said to her, I am of the opinion that the vulva of your most sacred majesty be titillated for some time prior to intercourse. |
| مثل این میمونه. شما نقطه مشخص رو تحریک میکنید. | It's like this. You trigger the spot. |
| اما اگه بتونیم ازش نترسیم، اونم تحریک کننده است. | But if we manage not to be frightened by it, it's also stimulating. |
| ، ولی یکی تصورش رو میکرد کی شمارو تحریک کرد | But somebody figured it out. Who put you up to it? |
| شما آنرا تحریک می کنید، و آن برای شما یک سمفونی تولید می کند. | You stimulate it it produces a symphony. |
| Sinnett's Occult World) تحریک شد و به انجمن تئوسوفی در 1883 پیوست. | Sinnett's Occult World , and he joined the Theosophical Society in 1883. |
| در تهران، کاشانی به تحریک ضدانگلیسی در خاورمیانه و مصر ادامه داد. | Because of these beliefs, he was especially popular with the poor in Tehran. |
| بهش گفتم، چرا شما فقط کلیتورس خوک رو تحریک نمی کنید | And I said, So why don't you just stimulate the clitoris of the pig? |
| و نمودارهای گرافیکی تحریک کننده می تواند تغییرات فراونای را به وجود بیاورد. | And that animated graphics can make a difference. |