ترجمه "ترسیده" به زبان انگلیسی:
فرهنگ لغت فارسی-انگلیسی
مثال ها (منابع خارجی ، بررسی نشده است)
| همه ترسیده بودند. | Everyone was scared. |
| ، ترسیده بودم و | All of the sudden, |
| من وحشت کرده بودم. ما ترسیده بودیم. | I was frightened. We were frightened. |
| اما در حقیقت عمده مردم ترسیده بودند. | But in fact, the majority were scared. |
| و گفنی هم ترسیده و قایم شده | Gaffney turned yellow and is hiding out. |
| راستش رو بهت بگم ، منم ترسیده ام | Tell you the truth, I'm frightened too. |
| اگر ترسیده بودم، به جاهای خطرناکتر سر میزدم. | If I was afraid, I went to more dangerous places. |
| با اینکه من آروم دیده می شدم ولی ترسیده بودم، | Even though I present confident, I was scared. |
| لووو هم از دور خارج شده اونم مثل گفنی ترسیده | He's as scared as Gaffney. |
| . من ترسیده بودم ، گریه میکردم . نمیدونستم چه اتفاقی داره می فته | I was very scared, crying, not understanding what was happening. |
| او خطر بزرگی را پذیرفت و از این بابت ترسیده بود. | She risks a lot and she's terrified. |
| ما توی فامیل به ادم های ترسویی معروف نیستیم ولی من ترسیده بودم | We're not big on fear in my family, but I was scared. |
| من کمی ترسیده ام چون فکر می کردم که تریبون وجود داشته باشد. | Well, I thought there would be a podium, so I'm a bit scared. |
| من آنها را در لحظات سخت مرگ زمانی که آنها ترسیده بودند دیده ام. | I've seen them in those agonizing moments when they were scared to death. |
| ، مادران ، دختران ، همسران دریانوردان ک سان . همگی ترسیده و چشم به انتظار عاقبت ب ن ک هستند | Mothers, daughters, seamen's wives, the Ouessant women are fearsome.... They try to perceive Bannec |
| اما خیلی از کشمکش ترسیده بود تا جائیکه سرانجام ترسش از سکوت بیشتر از ترسش از کشمکش شد. | But he had been so afraid of conflict, until finally he became more afraid of the silence. |
| و اما کسی که از مقام و منزلت پروردگارش ترسیده و نفس را از هوا و هوس بازداشته است | But he who feared standing before his Lord, and restrained his self from vain desires, |
| و اما کسی که از مقام و منزلت پروردگارش ترسیده و نفس را از هوا و هوس بازداشته است | And for one who feared to stand before his Lord and restrained his soul from desire, |
| و اما کسی که از مقام و منزلت پروردگارش ترسیده و نفس را از هوا و هوس بازداشته است | But as for him who feared the Station of his Lord and forbade the soul its caprice, |
| و اما کسی که از مقام و منزلت پروردگارش ترسیده و نفس را از هوا و هوس بازداشته است | And as for him who dreaded standing before his Lord, and restrained his soul from lust, |
| و اما کسی که از مقام و منزلت پروردگارش ترسیده و نفس را از هوا و هوس بازداشته است | But as for him who feared standing before his Lord, and restrained himself from impure evil desires, and lusts. |
| و اما کسی که از مقام و منزلت پروردگارش ترسیده و نفس را از هوا و هوس بازداشته است | But as for him who feared the Standing of his Lord, and restrained the self from desires. |
| و اما کسی که از مقام و منزلت پروردگارش ترسیده و نفس را از هوا و هوس بازداشته است | But he who feared to stand before his Lord, and restrained himself from evil desires, |
| و اما کسی که از مقام و منزلت پروردگارش ترسیده و نفس را از هوا و هوس بازداشته است | But as for him who feared to stand before his Lord and restrained his soul from lust, |
| و اما کسی که از مقام و منزلت پروردگارش ترسیده و نفس را از هوا و هوس بازداشته است | But as for him who is awed to stand before his Lord and restrains his soul from following desires, |
| او همان موقع فهمید که سربازان روبرویش با دستانی لرزان بر روی ماشه ها، بیشتر از دانشجویان پشت سرش ترسیده اند. | And she realized straight away that the soldiers with their fingers shaking on the triggers were more scared than the student protesters behind her. |
| بعضی چیزایی که تو میگی برای فروش نیست من اونا رو جایی نگه می دارم که عامل های آزاد برخی مواد هستند ترسیده | Some things you say are not for sale I would hold it where our free agents of some substance are scared |
| و اما هر کس که از ایستادن در موضع حساب و حشر در پیشگاه پروردگارش ترسیده و نفس را از هوی و هوس بازداشته باشد | But he who feared standing before his Lord, and restrained his self from vain desires, |
| و اما هر کس که از ایستادن در موضع حساب و حشر در پیشگاه پروردگارش ترسیده و نفس را از هوی و هوس بازداشته باشد | And for one who feared to stand before his Lord and restrained his soul from desire, |
| و اما هر کس که از ایستادن در موضع حساب و حشر در پیشگاه پروردگارش ترسیده و نفس را از هوی و هوس بازداشته باشد | But as for him who feared the Station of his Lord and forbade the soul its caprice, |
| و اما هر کس که از ایستادن در موضع حساب و حشر در پیشگاه پروردگارش ترسیده و نفس را از هوی و هوس بازداشته باشد | And as for him who dreaded standing before his Lord, and restrained his soul from lust, |
| و اما هر کس که از ایستادن در موضع حساب و حشر در پیشگاه پروردگارش ترسیده و نفس را از هوی و هوس بازداشته باشد | But as for him who feared standing before his Lord, and restrained himself from impure evil desires, and lusts. |
| و اما هر کس که از ایستادن در موضع حساب و حشر در پیشگاه پروردگارش ترسیده و نفس را از هوی و هوس بازداشته باشد | But as for him who feared the Standing of his Lord, and restrained the self from desires. |
| و اما هر کس که از ایستادن در موضع حساب و حشر در پیشگاه پروردگارش ترسیده و نفس را از هوی و هوس بازداشته باشد | But he who feared to stand before his Lord, and restrained himself from evil desires, |
| و اما هر کس که از ایستادن در موضع حساب و حشر در پیشگاه پروردگارش ترسیده و نفس را از هوی و هوس بازداشته باشد | But as for him who feared to stand before his Lord and restrained his soul from lust, |