ترجمه "تقریبا یکسان" به زبان انگلیسی:


  فرهنگ لغت فارسی-انگلیسی

یکسان - ترجمه : تقریبا - ترجمه : تقریبا یکسان - ترجمه : تقریبا - ترجمه : یکسان - ترجمه : تقریبا - ترجمه : تقریبا - ترجمه : یکسان - ترجمه : تقریبا - ترجمه : تقریبا - ترجمه :

  مثال ها (منابع خارجی ، بررسی نشده است)

ما همه مون تقریبا بصورت یکسان حرکت میکنیم.
We all move the same way pretty much.
با درآمدهای کاملا متفاوت، تقریبا افت یکسان در تعداد بچه به ازای هر زن است
With so different incomes, it's almost the same drop in number of babies per woman.
درسته در حالی که، در سمت راست، آن دو کاشی تقریبا شبیه هم و یکسان دیده میشند.
All right? Whereas on the right, the two tiles look nearly the same.
علاوه بر این آزمایشگاههای مختلف توالی های متعددی را ثبت می کنند که با توالی های موجود در پایگاه داده یکسان یا تقریبا یکسانند.
There is much redundancy, as multiple labs may submit numerous sequences that are identical, or nearly identical, to others in the databases.
تقریبا همه جزئیات، تقریبا همه پیچیدگیها حفظ شده بودند. تقریبا همه جزئیات، تقریبا همه پیچیدگیها حفظ شده بودند.
Almost all of the details, almost all of the surface intricacies were preserved.
احساس کردم تقریبا در هر یک از کشورهای متوسط و در حال توسعه که من رفته بودم، این مشابهت ها درست هستند احساس کردم تقریبا در هر یک از کشورهای متوسط و در حال توسعه که من رفته بودم، این یکسان هستند ودر برخی تا اندازه ای برای ما یکسان هستند .
The same, I felt, was true in almost every single one of the middle and developing countries that I went to, and to some extent the same is true of us.
. تقریبا
Almost.
. تقریبا
Approximately.
ویژگی ها (Features) ویندوز سرور ۲۰۰۸ بر کدهای پایه ای یکسان با ویندوز ویستا بنا شده است، بنابراین معماری و قابلیت های تقریبا یکسانی را دارا می باشد.
Features Windows Server 2008 is built from the same code base as Windows Vista therefore, it shares much of the same architecture and functionality.
تقریبا هیچ.
It's diddly point squat.
تقریبا البته
Almost.
. تقریبا یکسال
Almost a year ago.
تقریبا ظهره.
It's almost noon.
تقریبا ظهره.
It's almost noon
. گفتم تقریبا
I said almost.
تقریبا وقت ناهاره
Almost lunchtime?
تقریبا شانزده سالش بود، و ما همه تقریبا دوازده سالمان بود پسرهای جوانتر.
He was about 16 years old, and we were all about 12 years old younger guys.
تقریبا همه منطقی هستند.
Pretty much everybody is rational.
تقریبا تفاوتی وجود ندارد.
There's almost no difference.
. تقریبا یادم رفته بود
Oh. I'd almost forgotten that.
هی، ببین، تقریبا رسیدیم
Hey, look. We're almost there.
تقریبا 56 میلیون دلار .
Approximately 56 million.
جوابش تقریبا نیم تانیه است.
And the answer is about half a second.
و تقریبا نتواستم تمامش کنم.
I almost couldn't finish it.
این تقریبا ۸۰ دقیقه است.
It's about 80 minutes long.
این تقریبا همه ی جریانه.
That's pretty much it.
اونها تقریبا همسن من بودند.
They were about my age.
و خواندن تقریبا غیر ممکنه.
And reading is just about impossible.
و تقریبا دستم آمده بود.
And I kind of got a handle on it.
ولی شاید تقریبا چنین کرد.
But maybe it nearly did.
. تقریبا سر قرار حاضر نشدم
I almost didn't go to my date.
. من تقریبا احساس گناه میکردم
You almost made me feel guilty.
تقریبا مطمئنم اسمش همین بود
I'm almost sure that was the name.
تقریبا تونستم ریموت رو ببینم.
I could almost see the remote.
وبرروی این کروموزومها تقریبا 25000 ژن وجود داره. وبرروی این کروموزومها تقریبا 25000 ژن وجود داره.
And on these chromosomes are roughly 25,000 genes.