ترجمه "تقویت کننده" به زبان انگلیسی:
فرهنگ لغت فارسی-انگلیسی
تقویت کننده - ترجمه : تقویت - ترجمه : تقویت - ترجمه : تقویت کننده - ترجمه : تقویت - ترجمه : تقویت - ترجمه : تقویت - ترجمه : تقویت - ترجمه : تقویت - ترجمه : تقویت - ترجمه :
مثال ها (منابع خارجی ، بررسی نشده است)
| اگر هیچ تقویت کننده صدایی روی این نبود، اون | If there were no resonators on here, we would have ... |
| اما برای اون صدا از طریق تقویت کننده های صدا وارد می شود. | He would have the sound coming through the resonators. |
| سیگنال خروجی از VGA یا تقویت کننده متغیر در صورت نیاز به یک طبقه تقویت کننده دیگر هدایت شده تا به سطح مناسبی که در اینجا با Vo نمایش داده شده برسد. | If the level of the signal on the tape is low, the noise is more prominent, i.e., the signal to noise ratio is lower than it could be. |
| برای توان خروجی بالا، تقویت کننده های نوری با ساختار مخروطی استفاده می شود. | The tapered structure leads to a reduction of the power density at the output facett. |
| ) سرعت تغییرات خروجی (Slew Rate) سرعت تغییر ولتاژ خروجی تقویت کننده عملیاتی محدود است. | Accordingly, the rate of change (i.e., the slope) of the input is 0.1 V per microsecond. |
| برای دستیابی به کارائی بالا و بدون نویز، تقویت کننده در فرکانسهای در محدوده KHz کار می کند. | In a full frame device, all of the image area is active, and there is no electronic shutter. |
| تفاوت این نسل ها در استوانه تقویت کننده نور که در حقیقت قلب یک دوربین دید درشب یا NVD می باشد است. | An NVD may have an IR illuminator, making it an active as opposed to passive night vision device. |
| خود آلات موسیقی به حد کافی صدای بلندی دارند که بدون نیاز به تقویت کننده شنیده شوند و غیره و غیره | The instruments are loud enough that they can be heard without amplification, etc., etc. |
| بازی تقویت حافظه | A memory enhancement game |
| بازی تقویت حافظهComment | Memory Enhancement Game |
| بازی تقویت حافظهName | A memory enhancement game |
| تقویت دوستی است. | It strengthens friendship. |
| آن سیم پیچ اگر به یک تقویت کننده ی R.F. متصل شود، یک میدان مغناطیسی نوسانی با فرکانس بالا ایجاد می کند. | That coil is connected to an R.F. amplifier that creates a high frequency oscillating magnetic field. |
| ولتاژ خروجی این نوع حسگر مستقیما از خروجی تقویت کننده گرفته می شود که متناسب است با اندازه میدان مغناطیسی خارجی اعمال شده. | When a conductor is placed in a magnetic field vertical to the way of the electrons, they will be deflected from its straight movement. |
| این سیگنال از طریق یک تقویت کننده اعمال می شود، ولی اگر دامنه سیگنالها به اندازه کافی باشد، می توان آن را مستقیما اعمال کرد. | Instead, they could be used for signal analysis by feeding a reference signal into one axis and the signal to measure into the other axis. |
| تقویت کننده با نویز پایین تقویت کننده ای الکترونیکی برای تقویت سیگنال های بسیار ضعیف است. | For low noise, the amplifier needs to have a high amplification in its first stage. |
| در مدار مخزنی مقدار کمی اتلاف وجود دارد ،اما تقویت کننده ان اتلاف را جبران می کند و انرژی را برای سیگنال خروجی فراهم می کند. | There are small losses in the tank circuit, but the amplifier compensates for those losses and supplies the power for the output signal. |
| ظرفیت افزایش یافته به خاطر اثر میلر از رابطه زیر محاسبه می شود formula_1که در آن formula_2 بهره تقویت کننده و c ظرفیت فیدبک است. | The virtually increased input capacitance due to the Miller effect is given by formula_1where formula_2 is the gain of the amplifier and C is the feedback capacitance. |
| ایستگاههای تقویت زمینی معمولا از سامانه تقویت محلی (LAAS Local Area Augmentation System) تشکیل شده اند. | Ground based augmentation is provided by systems like the Local Area Augmentation System (LAAS). |
| دستگاه تقویت کننده قفل شونده در درهه ۶۰ میلادی طراحی شده و بسیاری از آزمایش های مهم در دنیای علم توسط این دستگاه انجام گرفته است. | This is not the case in many experiments, so the instrument can recover signals buried in the noise only in a limited set of circumstances. |
| بنابراین لطفا دفعه بعدی که به یک کنسرت می روید، اجازه دهید بدنتان خود را باز کند، اجازه دهید بدنتان این اتاق تقویت و تشدید کننده صدا باشد. | So please, the next time you go to a concert, just allow your body to open up, allow your body to be this resonating chamber. |
| ما با استفاده از یک دستگاه تقویت کنندۀ بیولوژیکی این سیگنالهای عصبی یا همان عضلات را تقویت می کنیم. | We're using a biological amplifier to amplify these nerve signals muscles. |
| نه، من ideaIs من تقویت شده است. | No, I've reinforced my ideals. |
| و معلوم شد که وایفن باخ یه جور مهارت در دریافت امواج ریز دارد، و در دفترش یک آنتن کوچک به همراه یک دستگاه تقویت کننده راه اندازی کرده است. | And it turns out Weiffenbach is kind of an expert in microwave reception, and he's got a little antennae set up with an amplifier in his office. |
| می توانید به صورتهای مختلف آن را تقویت کنید | You can make lots of amplifications to it. |
| این دوره مصادف با تقویت حکومت ژاپن بود. | The U.S. occupied Japan until 1952. |
| تقویت برای تمام فرکانس ها یکسان نخواهد بود. | The enhancement is not equal for all frequencies. |
| این اثر، سایت یا تقویت محلی نامیده شده است. | This effect is called site or local amplification. |
| گارد سمت دروازه تقویت شده همینطور اطراف حصار | The guard at the gate has been reinforced. And the perimeter fence? |
| این سیستم ها، هر دو به زیر مجموعه متفاوتی از رویدادهای تقویت کننده و انواع خاصی از رفتارها پاسخ می دهند و مجموعه متفاوتی از ساختارهای مغز در آن درگیر هستند (گری، ۱۹۸۷). | This is based on the principle that if a specific cognitive problem can be found after an injury to a specific area of the brain, it is possible that this part of the brain is in some way involved. |
| این دستگاه از انتشار تحریک شده در طیفی از مولکولهای آمونیاک تقویت شده به منظور تقویت میکروویوها در فرکانس ۲۴ گیگاهرتز استفاده می کرد. | This device used stimulated emission in a stream of energized ammonia molecules to produce amplification of microwaves at a frequency of about 24.0 gigahertz. |
| بعدش رفتم ارتش و مهارت هام رو تقویت کردم. | After that I went into the army, and I refined my skills there. |
| این قوانین توسط قانون کپی رایت متمم ۲۰۰۶ تقویت شد. | These laws were strengthened by the Copyright Amendment Act 2006. |
| یعنی ما این دستگاههای مکالمه باکتری ها را تقویت کرده ایم. | So, we've targeted those systems to make the molecules work better. |
| و این روشی است که می تواند تقویت و تغذیه شود. | And it is a process that can be energized and nurtured. |