ترجمه "قابل تحسین" به زبان انگلیسی:
فرهنگ لغت فارسی-انگلیسی
تحسین - ترجمه : تحسین - ترجمه : قابل تحسین - ترجمه : تحسین - ترجمه : تحسین - ترجمه : تحسین - ترجمه : قابل تحسین - ترجمه :
مثال ها (منابع خارجی ، بررسی نشده است)
| (تحسین) | (Applause) |
| (تحسین تماشاچیان) | So thank you very much. |
| خوب ما در نیو یورک هستیم. و اگه شما هنرمندی هستید که می خواد با یه ربات قابل تحسین همکاری کنه، | So we're based in New York City. |
| یه تحسین مشترک. | Mutual admiration. |
| تشویق و تحسین حضار | Cheers and applause |
| (خنده) (تحسین) شمشیرم رو بیارین! | (Laughter) (Applause) Bring me my sword! |
| ر.و می گیری! الآن تحسین خواهی شد! | RSW You're going to get one! You're going to get one! |
| معماری ساکت بسیار تحسین می شود. | There is a lot of appreciation for the kind of cool architecture. |
| من او را بسیار تحسین می کنم. | I have so much admiration for him. |
| ، تو زن نیرومندی هستی . من تورو تحسین میکنم | And you're a strong, independent woman |
| ما یک مکعب خوش ترکیب را تحسین می کنیم. | We applaud the well mannered box. |
| من همیشه اونو بخاطر این کار تحسین می کنم | I've always admired him for that. |
| این فیلم تحسین بسیاری از منتقدین را به دنبال داشت. | The film was shot in Iran but its screening was banned there. |
| این یکی از تحسین برانگیز ترین پروژه های رنسانس بوده است. | It was one of the most impressive projects of the Renaissance. |
| هزاران تحسین در فیسبوک برای جواد ظریف، مذاکره کننده هسته ای ایران | Thousands Applaud Iran's Nuclear Dealmaker Javad Zarif on Facebook Global Voices |
| ف.گ بخاطر اینکه می خواهم مثل همه حس تحسین شدنم را بگیرم | FG Because I want to get a standing ovation like everybody, so ... |
| روزنامه The Edge باید برای خبرنگاری برجسته اش بجای آزار تحسین شود. | The Edge should be lauded for their outstanding journalism instead of being persecuted. |
| تحسین و عشق ورزی، تمام وجود شما را در بر می گیرد. | Adoration and admiration will overwhelm you. |
| ف.گ بخاطر اینکه می خواهم مثل همه حس تحسین شدنم را بگیرم ر.و می گیری! الآن تحسین خواهی شد! (خنده) من دارم زمینه اش را فراهم می کنم! نه، نه. یک لحظه صبر کن! | FG Because I want to get a standing ovation like everybody, so ... RSW |
| شماره 3 حساب توئیتر جعلی برای دادستان تحسین شده کل کریمه، ناتالیا پوکلونسکایا | 3 Tough talk from the fake Twitter account for Crimea's much adored Attorney General, Natalia Poklonskaya. |
| قابل تغییر است، قابل تغییر است. | This can change. This can change. |
| قابل دسترسي نيست قابل دسترسي نيست | Denied. Denied? |
| گراهام بارها در فهرست مؤسسه گالوپ از تحسین برانگیزترین مردان و زنان بوده است. | He's...well, I hadn't ought to say this, but he's one of those counterfeits I was telling you about. |
| گفتم کاری که باید بکنی اینه که پشتشون باشی و اونها رو همیشه تحسین کنی. | I said, Well, what you've got to do is stand behind them and admire them all the time. |
| داره غير قابل تحمل ميشه غير قابل تحمل | She is becoming impossible, simply impossible. |
| به عنوان انسانهای بزرگ سال ما دامن را تحسین می کنیم از یک فاصله ی نستالجیک . | As adults we admire the lap from a nostalgic distance. |
| این داستان مورد ستایش و تحسین قرار گرفت و با داستان های دیگر در ۱۸۷۵ انتشار یافت. | Finally, in his third and last period he returned to the long, serialised novel. |
| اثر جرمی ۳ همانند قسمت های پیشین بسیار مورد تحسین قرار گرفت و یک موفقیت تجاری بود. | Like its predecessors, Mass Effect 3 was released to commercial success and critical acclaim. |
| آموزگار تنها سوال را بوجود می آورد، و سپس در عقب می ایستد و پاسخ ها را تحسین می کند | The teacher only raises the question, and then stands back and admires the answer. |
| ما اغلب آن ساختمان ها را تحسین می کنیم. ما فکر می کنیم آنها زیبا هستند. | We too often admire those buildings. We think they are beautiful. |
| کوينت، تو قابل تاييدي مي دوني، تو قابل تاييدي | You're certifiable, Quint. You know that? You're certifiable. |
| در نگاه اول ممکنه یه جور فلسفۀ تحسین برانگیز به نظر بیاد چیزی که ممکنه همۀ ما انجام دهیم در نگاه اول ممکنه یه جور فلسفۀ تحسین برانگیز به نظر بیاد چیزی که ممکنه همۀ ما انجام دهیم | And it seems like kind of an admirable philosophy at first something we might all agree to sign onto ... |
| قابل اجرا | Executable |
| قابل بستن | Closeable |
| قابل نوشتن | Writable |