ترجمه "مشاوره" به زبان انگلیسی:
فرهنگ لغت فارسی-انگلیسی
مشاوره - ترجمه : مشاوره - ترجمه : مشاوره - ترجمه : مشاوره - ترجمه : مشاوره - ترجمه : مشاوره - ترجمه : مشاوره - ترجمه :
مثال ها (منابع خارجی ، بررسی نشده است)
| من یه مسئول مشاوره درهاروارد بودم که به دانشجویان برای مشکلاتشان مشاوره میداد. | I was an officer of Harvard to counsel students through the difficult four years. |
| ممنون بابت مشاوره ي حقوقي | Thanks for the legal advice. |
| سلاح، مشاوره، تمرين،همه چيز | Give you arms, advice, training, everything. |
| تام تو مشاوره خانوادگي هستي . | Tom, you're the consigliere. |
| .مأموريت من فقط دادن مشاوره بود | My orders were simply to consult. |
| البته ، حق مشاوره رو پرداخت مي کنم | Of course, I'll pay for the consultation. |
| رافيو با غيب گويان مشاوره کن ...مي خواهم بدانم | Rufio, consult the augurers. I want to know. |
| وقتيکه ميريد تا با پيشواي روحاني مشاوره کنيد | When you go to get a word Of advice from the fat little pastor |
| براي مشاوره ميتونيد با رئيس گالاگر صحبت کنيد. | Chief Gallagher here will be available for consultation. |
| حرکت می کنیم ، ما آمده ایم، البته ، برای مشاوره | Moving over, we come, of course, to consultancy. |
| اهان خانه مشاوره کارت شناساييت رو داري ش..شناسايي | Oh, right. You have ID, right'? ID? |
| ما به اجرای سیستماتیک اصولی دسترسی سریع به مشاوره نیاز داریم. | We need to systematically implement early access to counsel. |
| و من شروع به فکر کردن به یک برنامه مشاوره کردم. | And I started thinking about a counseling program. |
| گاهی درمان روانپزشکی و مشاوره روانشناسی در بعضی از بیماران لازم است. | This is because the muscles they are using have atrophied, and have little stamina. |
| خيلي معذزت ميخوام قربان... خانم پيرسن تو اتاق مشاوره منتظر شما هستن. | I beg your pardon, sir... but Miss Pearson is waiting for you in the consulting room. |
| و در ضمن مانعي براي ستوان لارنس در مشاوره دادن نظامي نباشه | That there would be no question of Lieutenant Lawrence giving military advice. |
| در ضمن اگه احتياجي به مشاوره باشه چه کسي بهتر از پدرم | If I ever need help, who's a better consigliere than my father? That's it. |
| و سپس من رفتم و یک کار مشاوره جهانی در شرکت اکسنچر گرفتم | And then I went in and I got a global consulting job with Accenture. |
| و خط سبز درمان فقط با مشاوره روانی اجتماعی است، بدون تجویز دارو. | And the green line is treatment with psycho social counseling only, without medication. |
| وکيل من با دادگاه درباره چيزي که ميخوام بگم رايزني و مشاوره مي کنه | My attorney will advise the court as to what I want to say. |
| الان اون توي دانشگاه درس ميده، و مشاوره براي آزمايشگاه هاي دريايي رو بعهده داره | He's teaching at the academy, consulting for navy labs. |
| اون خيلي داوطلب بود، اما هيچ وقت که نديدم اون از زنش هيچ مشاوره اي بخواد. | She volunteered plenty, but I never saw him ask her for any. |
| دومین مورد این است که تضمین می کند که وجود دارد روش اصولی دسترسی سریع به مشاوره. | The second is insuring that there is systematic early access to counsel. |
| بهم ميگي چه اتفاقي برات افتاده بود مي تونم جاي پدرمو برام پيدا کني ها ازخانه مشاوره | I wish you can tell me what happened. Can you ask my daddy? What? |
| اما اميدوارم اونقدر عاقل باشي که به ياد بياري ما يه مشاوره در خانه داچس دنسمور داريم. | But I hope you're sane enough to remember... that we have a consultation at the Duchess of Densmore's. |
| نه، من هيچ جلسه مشاوره اي نخواهم گذاشت نه با اون نه با هيچ کس ديگه اي | I'm not giving out any statements to him or to anyone else. |
| چین به هنگ کنگ وعده داده است که در انتخاب رئیس اجرایی هنگ کنگ در سال ۲۰۱۷ به جای انتخاب از طریق مجلس مشاوره به آن ها یک رای مستقیم بدهد، ولی به تایید کاندیداها از طرف مجلس مشاوره پافشاری می کند. | China has promised Hong Kong a direct vote for the next chief executive in 2017 instead of election via committee, but insists that a committee approve the candidates. |
| این شورا در مشاوره به دولت ها و جوامع بین المللی در طیف وسیعی از مسائل زیست محیطی نقش دارد. | This council has the role to advise governments and the international community on a range of environmental issues. |
| داوز همچنین یک شرکت خصوصی کوچک به نام X Oz دارد که خدمات مشاوره و مدیریت پروژه ارائه می دهد. | Dawes also runs his own small private company called X Oz Technologies, which provides project management and consulting services. |
| مشاوره غیر دستوری یا شنیدن با درک کمی بیش از شنونده خوب بودن هست چیزی که هر مدیر باید باشد. | Nondirective counseling, or listening with understanding, is little more than being a good listener something every manager should be. |
| , p. ۱۵۹)وقتی که منازعه شخصی به سرخوردگی و از دست دادن بهره وری منجر شود مشاوره ممکن است پادزهر مفیدی باشد. | (Rupp et al., p. 159) Counselling When personal conflict leads to frustration and loss of efficiency, counseling may prove to be a helpful antidote. |
| صاحب خانه ممکن است نیاز به تکنسین حسابرس معتبر برای مشاوره آبیاری و یک براورد سیستم های آب فعلی داشته باشد. | A homeowner may consider consulting an accredited irrigation technician auditor and obtain a water audit of current systems. |
| و ممکنه که شما علاقه داشته باشید که بعضی از اصولی که من در تدریس و مشاوره بهشون رسیدم را بشنوید. | And you might like to hear some of the principles that I've developed in doing that teaching and counseling. |
| از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۳ با IBM در راستای مشاوره مدیریتی و تحول قابل توجه مدیریتی و ساختار توسعه محصول قرارداد بست. | From 1998 to 2003, Huawei contracted with IBM for management consulting, and underwent significant transformation of its management and product development structure. |
| او با مدرک دکتری از دانشگاه هاروارد فارق التحصیل شد، و او در نیویورک، یک کارگاه کوچک مشاوره در وایت پلین راه انداخت. | And he graduated with his doctorate from Harvard, and he set up a little consulting shop in White Plains, New York. |