ترجمه "همه در یک" به زبان انگلیسی:
مثال ها (منابع خارجی ، بررسی نشده است)
| ادغام همه تقویمها در یک نما | Merge all calendars into one view |
| و همه در یک کنفرانس در پکن بودند. | And they were all at a conference in Beijing. |
| یک نفر صحبت می کند، یک طنین در همه ذهن های و همه گروه با هم عمل می کنند. | Someone speaks, there's resonance in all these receiving brains, the whole group acts together. |
| همه اینها در یک شاخص می گذاریم. | We put them all in one index. |
| اگر چه همه این چیزها در عربی یک کلمه است حوری. اگر چه همه این چیزها در عربی یک کلمه است حوری. | Yet all there is in the original Arabic is that one word Houris. |
| در واقع همه آنها در یک زمان عمل می کنند. | And they all operate at the same time. |
| در یک فهرست پیوندی دایره ای همه گره ها در یک دایره پیوسته به هم پیوند دارند. | To find and remove a particular node, one must again keep track of the previous element. |
| مطمئن شد که همه قسمت ها در یک خط هستند. | He made sure that everything lined up. |
| و یادمون باشه، ما همه در یک اتاق نبودیم. | And yet, again, you're not all in one room. |
| به عنوان یک عضو در همه ی سازمان ها | It's all organised in detail. |
| .همه اینها با یک ایده احمقانه در نوامبر سال 2004 شروع شد .همه اینها با یک ایده احمقانه در نوامبر سال 2004 شروع شد | It all started with a crazy idea in November of 2004. |
| من به جایی فرستاده شدم. به یک دیوانه خانه. در آنجا همه مشغول یک نمایش یک نفره اند. | I was sent to a place, a psych ward, and in the psych ward, everyone is doing their own one man show. |
| چونکه بعدش در طی یک آنفلونزای همه گیر دچارش شد | ... becauseithappenedlater, during a flu epidemic. |
| هرم یک چندوجهی است که همه وجه های آن به جز یکی در یک راس مشترکند. | The Great Pyramid of Giza is the largest in Egypt and one of the largest in the world. |
| و مسلما همه ما در یک جایی از طیف درونگرا برونگرا قرار می گیریم. و مسلما همه ما در یک جایی از طیف درونگرا برونگرا قرار می گیریم. | And we all fall at different points, of course, along the introvert extrovert spectrum. |
| در اونجا همه چیزبرایم مهیا بود تا یک، دیپلمات،معلم،دکتربشم همه چیز برام فراهم بود. | I was all set to be a diplomat, teacher, doctor all laid out. |
| (خنده) من به جایی فرستاده شدم. به یک دیوانه خانه. در آنجا همه مشغول یک نمایش یک نفره اند. | (Laughter) I was sent to a place, a psych ward, and in the psych ward, everyone is doing their own one man show. |
| همه ما یک خانواده هستیم. | We're all one family. |
| همه آنها یک چیز است. | It's all just the same thing happening. |
| همه یک خورده دیوانه اند. | Everyone is just a little bit mad. |
| همه می خواهند که یک مرکز AIMS در کشورشون داشته باشند. | Everyone wants an AIMS center in their country. |
| در اتوپلی پلوییدی (Autopolyploidy) همه کروموزوم ها از یک گونه هستند. | Polyploidy refers to a numerical change in a whole set of chromosomes. |
| اینها همه ماشین هایی هستند که در یک سلول وجود دارند. | So, these are all the machines in a cell. |
| یک مجموعه کاشی رنگی طراحی شده برای کودکان در همه سنینName | A colorful tileset designed for kids of all ages. |
| TEDTalkها نمی توانند یک فرایند یکطرفه باشند، یک نفر برای همه. | TEDTalks can't be a one way process, one to many. |
| اول از همه ، باید یک ابزار انالوگ بردارد، یک قلم. | First of all, you're going to pick up an analog device a pen. |
| این یک ریسک عمومی و یک ش ک همه گیر است. | This is a systemic risk, systemic shock. |
| همه آن چیزها، تخم ها، تخم دان ها، باکتری ها، ویروس ها، همه آنها می توانند سفر کنند در یک گرم از مدفوع انسان. | All those things, the eggs, the cysts, the bacteria, the viruses, all those can travel in one gram of human feces. |
| اون درواقع همه نیازها را برآورده نمیکنه اون همه ویژگی ها ی یک سیستم زنده رانداره و درواقع یک انگل است اون همه ویژگی ها ی یک سیستم زنده رانداره و درواقع یک انگل است در سایر سیستمهای زنده بمنظور تولیدمثل و تکامل. در سایر سیستمهای زنده بمنظور تولیدمثل و تکامل. | It doesn't really satisfy all the requirements, it doesn't have all the characteristics of living systems and is in fact a parasite on other living systems in order to, say, reproduce and evolve. |
| در ریاضیات یک ترتیب کامل یا یک ترتیب خطی، یک ترتیب جزئی روی یک مجموعه است که همه اعضای آن با هم رابطه داشته باشند. | A set paired with a total order is called a totally ordered set, a linearly ordered set, a simply ordered set, or a chain. |
| به عنوان مثال ، در شهر سینسیناتی ، راهپیمایی ترتیب داده شد از یک کلیسا به یک مسجد و یک کنیسه و همه یک وعده غذای ابراهیمی در کنار هم میل کردند. | In Cincinnati, for instance, that organized a walk from a church to a mosque to a synagogue and all had an Abrahamic meal together. |
| در یک سطح ذاتی، همه ما در زمان تولد نوزاد این احساس معنویت را داریم. | On an elemental level, we have all felt that spirituality at the time of childbirth. |
| همه در آن شغل ۳.۵۰ دلار در ساعت گیر کردند که یک فاجعه بزرگ بود. | So everybody got stuck at that 3.50 an hour job, and it turned out to be a disaster. |
| و همه اینها در یک جا رخ داد، بخش تیر وان آ ، در شیفت شب. | And it all happened in a single place, Tier 1 A, on the night shift. |
| و از یک نگاه این درسته، چون همه چیز در این دنیا در حال لرزیدنه | And in a way, that's true, because everything is vibrating. |