ترجمه "پایا" به زبان انگلیسی:
فرهنگ لغت فارسی-انگلیسی
پایا - ترجمه :
مثال ها (منابع خارجی ، بررسی نشده است)
| پارامترهای ایستا در هنگام پردازش الگوریتم IWD، پایا (constant) هستند. | Static parameters are constant during the process of the IWD algorithm. |
| برخی از گیاهان پایا می توانند همیشه سبز باشند مانند درخت کاج. | Nearly all forest plants are perennials, including the trees and shrubs. |
| ف ر نجم شک (scutellaria lateriflora) گیاهی پایا از تیره نعناعیان و یکی از گیاهان دارویی است. | Traditional uses Scutellaria lateriflora is used in herbal medicine as a mild sedative and sleep promoter. |
| انرژی تاریک پایا است چگالی اش ثابت می ماند (به طور تجربی، بین فاکتور۱ ۱۰). | Dark energy is persistent its density remains constant (experimentally, within a factor of 1 10), i.e. |
| افسنتین یا افسنطین (Artemisia absinthium L, wormwood) گیاهی است علفی، پایا، به ارتفاع ۸۰ ۱۲۰ سانتیمتر. | Artemisia absinthium (absinthium, absinthe wormwood, wormwood, common wormwood, green ginger or grand wormwood) is a species of Artemisia , native to temperate regions of Eurasia and Northern Africa. |
| HTTP 1.1 اتصال های پایا در این نسخه از پیام Keep Alive که در نسخه قبلی استفاده می شد، استفاده نمی کنند. | HTTP 1.1 In HTTP 1.1, all connections are considered persistent unless declared otherwise. |
| گیاهی دائمی و پایا و دارای شاخه گل های قلبی شکل شبیه گیره یا قفل گردن بند خانم ها به نظر می رسند. | There is also a legend from Japan which tells a story of how the bleeding heart flower came to be. |
| چه کار می تونید بکنید که زنبورها را نجات بدبد یا به اونا کمک کنید یا به شهرهای پایا در آینده فکر کنید | What can you do to save the bees or to help them or to think of sustainable cities in the future? |
| گیاهی است پایا به بلندای 60 تا 100 سانتیمتر که خودروی نواحی خشک، بخشهای بی درخت جنگلها و چمنزار های طبیعی و نواحی سنگلاخ است. | The disc florets are bisexual and fertile and number two to 35 typically, but in some species there may be up to 60 florets. |
| در حالی که آخرت (از دنیا) بهتر و پاینده تر است (عاقل چرا باید فانی و گذرا را بر باقی و پایا ترجیح دهد ). و واو حالی ه است. | Though the life to come is better and abiding. |
| در حالی که آخرت (از دنیا) بهتر و پاینده تر است (عاقل چرا باید فانی و گذرا را بر باقی و پایا ترجیح دهد ). و واو حالی ه است. | Whereas the Hereafter is better and everlasting. |
| در حالی که آخرت (از دنیا) بهتر و پاینده تر است (عاقل چرا باید فانی و گذرا را بر باقی و پایا ترجیح دهد ). و واو حالی ه است. | and the world to come is better, and more enduring. |
| در حالی که آخرت (از دنیا) بهتر و پاینده تر است (عاقل چرا باید فانی و گذرا را بر باقی و پایا ترجیح دهد ). و واو حالی ه است. | Whereas the Hereafter is better and more lasting. |
| در حالی که آخرت (از دنیا) بهتر و پاینده تر است (عاقل چرا باید فانی و گذرا را بر باقی و پایا ترجیح دهد ). و واو حالی ه است. | Although the Hereafter is better and more lasting. |
| در حالی که آخرت (از دنیا) بهتر و پاینده تر است (عاقل چرا باید فانی و گذرا را بر باقی و پایا ترجیح دهد ). و واو حالی ه است. | Though the Hereafter is better, and more lasting. |
| در حالی که آخرت (از دنیا) بهتر و پاینده تر است (عاقل چرا باید فانی و گذرا را بر باقی و پایا ترجیح دهد ). و واو حالی ه است. | whereas the Hereafter is better and more enduring. |